معادل صابوني شدن S.E

معادل صابوني شدن S.E

براي تعيين معادل صابوني شدن، بايد نرماليته محلول الکلي سديم هيدروکسيد مورد استفاده تعيين گردد.

تهيه محلول الکلي سديم هيدروکسيد
8 گرم سديم هيدروکسيد را دقيقاً توزين کنيد و در 250 ميلي ليتر اتانول مطلق (خالص) حل کنيد، بعد از اينکه کاملاً حل شد، 25 ميلي ليتر آب اضافه نماييد. اين محلول را با محلول هيدروکلريک اسيد 25/0 نرمال استاندارد تيتر نماييد و نرماليته آنرا بدست آوريد.

تعيين معادل صابوني شدن
 4/0-2/0 گرم استر را به دقت وزن کنيد و داخل يک ارلن ماير 150 ميلي ليتر بريزيد. مقدار 15 ميلي ليتر از محلول سديم هيدروکسيد الکلي به استر اضافه کنيد. سپس با قرار دادن يک مبرد، مخلوط را براي 5/1-1 ساعت رفلاکس کنيد. پس از پايان مدت رفلاکس، بگذاريد مخلوط در دماي آزمايشگاه سرد شود. سپس مبرد و رابط را با آب مقطر طوري بشوييد که آب شست و شو داخل ارلن ماير شود. بعد 3-2 قطره از شناساگر فنول فتالئين به مخلوط اضافه کنيد و بوسيله هيدروکلريک اسيد 25/0 نرمال استاندارد زيادي سود را تيتر کنيد. از رابطه زير معادل صابوني شدن را محاسبه نماييد.



معادل خنثي شدن N.E

معادل خنثي شدن N.E

کربوکسيليک اسيدها را به دليل خاصيت اسيدي مي توان با يک قلياي استاندارد مورد سنجش قرار داد و معادل خنثي شدن آنرا محاسبه کرد. معادل خنثي شدن يا وزن معادل اسيد در واقع وزن ملکولي اسيد تقسيم بر تعداد عوامل اسيد موجود در ملکول، n، است و به عبارت ديگر چنانچه معادل خنثي شدن را در تعداد گروههاي کربوکسيليک اسيد ضرب کنيد وزن ملکولي اسيد بدست مي آيد.


اندازگیری معادل خنثی شدن

اسيد را با استفاده از شناساگر فنول فتالئين بوسيله محلول سديم هيدروکسيد با نرماليته معلوم (N 1/0) تيتر نماييد. معادل خنثي شدن از معادله قبل بدست مي آيد.
واژه معادل خنثي شدن با واژه وزن معادل اسيد از نظر مفهومي يكسان است. اگر اسيد فقط يك گروه كربوكسيلي داشته باشد، در اينصورت معادل خنثي شدن با وزن ملكولي اسيد برابر است.
چنانچه از اتانول 95% به عنوان حلال استفاده شود، شناساگر فنول فتالئين نقطه پايان را دقيقا نشان نمي دهد و بايد از شناساگر برموتيمول آبي استفاده شود. هم چنين بعضي اسيدها را مي توان در مخلوطي از دو حلال نظير اتانول و بنزن يا اتانول و تولوئن مورد سنجش حجمي قرار داد.
معادل خنثي شدن براي کارهاي معمولي با تقريب 1±% محاسبه مي شود. اما چنانچه نمونه به دقت تخليص و خشک شده باشد با استفاده از يک روش خوب خطا را مي توان به 3/0±% کاهش داد. اگر مقدار معادل خنثي شدن بدست آمده با مقادير تئوري مطابقت نداشته باشد، پس از خشک کردن کامل دوباره مورد سنجش حجمي قرار داد.
براي اسيدهاي فرار آليفاتيک استخلاف نشده سبک ملکول يک تا شش کربنه از آزمايش تعيين ثابت دوکلاکس استفاده مي شود. هم چنين براي تعيين خصوصيات استرهايي که از چنين اسيدهايي مشتق شده اند ارزشمند است، مي توان اين اسيدها را از هيدروليز چنين استرهايي نيز بدست آورد.

تیتراسیون

تیتراسیون

تیتراسیون روشي که توسط آن ، محلولي با غلظت مشخص به محلولي ديگر اضافه مي‌شود تا واکنش شيميايي بين دو ماده حل شده کامل گردد، تيتراسيون ناميده مي‌شود. تيتر کردن از روش‌هاي تجزيه حجمي است. در تجزيه حجمي ابتدا جسم را حل کرده و حجم معيني از محلول آن را با محلول ديگري که غلظت آن مشخص است که همان محلول استاندارد ناميده مي‌شود، مي‌سنجند. در تيتراسيون محلول استاندارد به‌طور آهسته از يک بورت به محلول حاوي حجم مشخص يا وزن مشخص از ماده حل شده اضافه مي‌شود. افزايش محلول استاندارد آنقدر ادامه مي‌يابد تا مقدار آن از نظر اکي‌والان برابر با مقدار جسم حل شده شود. نقطه اکي‌والان نقطه اي است که در آن، مقدار محلول استاندارد افزوده شده از نظر شيميايي (تعداد اکی¬والان) برابر با مقدار حجم مورد نظر در محلول مجهول است. اين نقطه را نقطه پايان عمل از نظر تئوري يا نقطه هم ارزي نيز مي‌گويند.

روش تيتر کردن
در عمل تيتر کردن، محلول استاندارد را از يک بورت به محلولي که بايد غلظت آن اندازه گرفته مي‌شود، مي‌افزايند و اين عمل تا وقتي ادامه دارد تا واکنش شيميايي بين محلول استاندارد و تيتر شونده کامل شود. سپس با استفاده از حجم و غلظت محلول استاندارد و حجم محلول تيتر شونده، غلظت محلول تيتر شونده را حساب مي‌کنند.


تشخيص نقطه اکي والان
نقطه اکي‌والان در عمل بوسيله تغيير فيزيکي  (مثلا تغيير رنگ) شناخته مي‌شود. نقطه اي که اين تغيير رنگ در آن روي مي‌دهد، نقطه پايان تيتر کردن است. در تيتراسيون اسيد و باز شناساگرها براي تعيين زمان حصول نقطه اکي‌والان بکار مي‌روند. تغيير رنگ معرف، نشانگر نقطه پاياني تيتراسيون مي‌باشد.

تیتر کردن واکنش هاي اسيد و باز يا خنثي شدن
تيتر کردن، عبارت است از تعيين مقدار اسيد يا باز موجود در يک محلول که با افزايش تدريجي يک باز به غلظت مشخص يا بر عکس انجام مي‌گيرد. موقعي که محلول يک باز که داراي يونهاي OH- است به محلول اسيد اضافه کنيم، واکنش خنثي شدن انجام مي‌شود:

شناساگرها
شناساگرها اسيدها و بازهاي ضعيفي هستند که در مقابل تغيير PH تغيير رنگ مي دهند و رنگ شکل ملکولي انها با شکل يوني انها متفاوت است. در حالت کلي ، شناساگرها ماده اي رنگي است که معمولا از مواد گياهي اخذ مي‌شوند و مي‌توانند به شکل اسيدي يا بازي موجوديت يابند. شناساگرها براي شناسايي اسيدها و بازها به ما کمک مي‌کنند. براي تعيين نقطه پايان در حين تيتر کردن از ترکيبات شيميايي مشخص استفاده مي‌شود که در نزديکي نقطه تعادل در اثر تغيير غلظت مواد تيترشونده شروع به تغيير رنگ مي‌کنند. اين ترکيبات ، مواد رنگي شناساگر مي‌باشند. به عبارتي ديگر ، شناساگرها ماده اي رنگي هستند که رنگ آنها در محيط اسيدي و قليايي با هم تفاوت دارد.

=========================================

تیتراسیون - تیتراسیون اسید و باز - روش تیتر کردن - تیتر کردن اسید و باز - تیتراسیون خنثی شدن - نقطه اکی والان - تعیین نقطه اکی والان - شناساگر ها -

اسپكتروفتومتري جذب اتمي

اسپكتروفتومتري جذب اتمي ( Atomic Absorption )

اسپكتروفتومتري جذب اتمي از تركيب متدهاي جذب و نشر حاصل شده است (emission - Absorption) و روش دقيق و حساسي است. اسپكتروفتومتر جذب اتمي مقدار نور جذب شده  به وسيله اتمهاي تهييج  نشده موجود در شعله است كه با غلظت نمونه متناسب است. انرژي الكترون آخرين مدار هر اتمي با انرژي الكترون مدار آخر اتمهاي ديگر تفاوت دارد. پس با توجه به رابطه پلانك E=hγ  هر اتمي طول موج مخصوص دارد. كه بر اين اساس دستگاه AA ساخته مي شود. هر چه تغييرات جذب در اتم هاي مختلف به هم نزديكتر باشد دستگاه حساس تر مي شود.

با توجه ترازهاي مختلف انرژي براي اتمي (طول موجهاي مختلف) اولين تراز موردنظر است كه همان الكترون آخرين مدار است كه به اولين تراز تحريك برود. احتمال انجام انتقال بين تراز پايه و اولين تراز تحريكي از هم بيشتر است. براي هر عنصر طول موجهاي مختلفي است ولي يك طول موج حساس تر است. قسمت Atomizer همان شعله است. كه اتمها بصورت آزاد در حال پايه مي آيند. قانون بيرلامبرت فقط در محدوده خطي منحني ها صدق مي كند.
رابطه جذب و نشر بدين صورت بيان مي شود كه تمام مواد نور را در طول موجي جذب مي كنند كه منتشر مي كنند. بنابراين نور قابل جذب براي اتمهاي يك عنصر مثل cu بابستي وسيله ي اتمهاي آزاد همان عنصر كه به حالت تهييج شده هستند منتشر كردد.
نظير فيلم فتومتر: نمونه بصورت ذرات ريز وارد شعله مي شود. و با اين تفاوت كه يك لامپ بنام (هالوكاتد) قبل از شعله قرار گرفته است. جنس لامپ از شيشه است. كاتدهائي هستند كه از چند عنصر تشكيل شده اند.كاتد لامپ از جنس عنصر موردنظر و آند تنگستن مي باشد. گاز موجود در لامپ هليوم- نئون يا آرگون است. فشار داخل لامپ 1-2 ميلي متر جيوه و ولتاژ بكار رفته (1000-600 ولت) است. ابتدا گاز موجود در لامپ يونيزه شده و برخورد كاتيونهاي گاز به كاتد باعث خارج شدن اتمهاي آن عنصر مي گردد. برخورد اين اتمها به ذرات گاز، باعث تهييج  آنها شده و نور منتشر مي كنند كه اين نور بطرف شعله فرستاده مي شود شعله بايستي در جهت افقي عريض بوده و طول قسمت عمودي آن كم باشد درجه حرارت شعله مقدار بسيار كمي از اتمهاي موجود در شعله (حدود يك درصد) بحالت تهييج در مي آورد و 99 درصد اتمها بحالت تهييج نشده باقي مي ماند. نور منتشر شده از لامپ به وسيله ي اين 99 درصد جذب شده و باعث انتقال الكتروني در آنها مي شود، پس مقدار نور جذب شده متناسب با غلظت اتمهاي تهييج نشده موجود در شعله است كه به درجه حرارت شعله بستگي ندارد. از A.A براي كنترل محصولات در صنعت از نظر عناصر موجود و اندازه گيري يك فلز در مجاورت فلزات ديگر و مقادير كم مثل PPM يا trace استفاده مي شود. و حدود 65 عنصر را با اين روش مي توان اندازه گرفت.

براي تجزيه كمي ابتدا صفر دستگاه را با آب تنظيم مي كنيم. و بعد منحني را برحسب استانداردهاي مختلف و درجات خوانده شده رسم مي كنيم. سپس نمونه مجهول را در دستگاه قرار داده و مي خوانيم قسمت هاي مختلف دستگاه در كاتد عنصر مورد نظر وجود دارد.



اجزاء و قسمتهاي مختلف دستگاه جذب اتمي

لامپ:  منبع نور H.C.L. است. از كاتد همان عنصر مورداندازه گيري است. گاز نئون بهتر از ارگون است. كاتد توخالي است تا تجمع اتم هاي تحريك شده در آنجا بيشتر شود و شدت نور ايجاد شده بيشتر باشد. هر چه شدت نور بيشتر باشد( البته نه با يك رابطه مستقيم) جذب بيشتر مي شود. يعني سيگنال الكتريكي بزرگتر است و راحت اندازه گيري مي شود پس غلظتهاي كمتري هم اندازه گيري مي شود.
شدت نور هم با شدت جريان اعمال شده لامپ بيشتر مي شود. ولي نه با افزايش بيشتر از حد ماكزييم چون عامل خود جذبي self absorption داريم. اتمهاي Al تحريك نشده نور شستشو شده را جذب مي كنند. هر چه شدت جريان كمتر است حساسيت بيشتر است يعني تغييرات جذب نسبت C بيشتر است. افزايش شدت جريان بيشتر از حدمجاز باعث كاهش عمل لامپ مي شود. عناصري كه خواص فيزيكي مشابه داشته باشند و براي تحريك آنها انرژي نزديك بهم لازم باشد و طول موج هاي آنها هم روي هم نباشد براي تهيه لامپهاي Multielement بكار مي رود يكي از موثرترين لامپهاي چندعنصري مي باشد.سعي شده از يك منبع براي چند عنصر استفاده شود مثلا لامپ Xenon بعنوان منبع پيوسته بكار رفته است. (لامپ گزنون w 500) كه در اين صورت احتياج به منوكروماتورهاي دقيق داريم كه طول موج ها را بخوبي تفكيك كند.لامپ دوتريم كه مناسب 200-350nm است. طيف پيوسته مي دهد كه خطوط مختلف تفكيك نمي شوند.

Burner (استيلن- هوا): شعله خطی مناسب است .صحت و دقت جوابها به کار nubolizer بستگی دارد که قسمتی از burner  است . 85% محلول از دستگاه خارج مي شود. nubolizer   بايد قطعاتي با قطر يكسان و آئروسلهاي يكسان ايجاد كند بايد قطر ذرات كم و نزديك بهم باشد. چون اتفاقي كه در شعله براي قطعات مي افتد بستگي به جرم آنها دارد.
اگر nubolizer 1% از محلول را با قطر يكسان به شعله برساند بهتر است با 20% از محلول را با قطرهاي مختلف برساند. ml نمونه كه در دقيقه به شعله مي رسد uptake rate مي گويند. تا حد زيادي uptake باعث زياد شدن جذب مي شود بيشتر از آن يا تاثيري ندارد و يا باعث سردشدن شعله مي شود و سيگنال را كاهش مي دهد.
جابجايي پلاسميد (دقت گلوله اي شيشه اي) نيز باعث كاهش جذب مي شود. اين يك فاصله اپتيم دارد. اگر حلال مخلوط آبي و آلي باشد uptake افزايش مي يابد. ايجاد تعداد اتمهاي بيشتر در شعله به عواملي بستگي دارد: 1- دماي شعله 2- نشر شعله
دما به نوع سوخت اكسيدانت بستگی دارد. نسبت سوخت و اكسيدانت 1 به 1 است .
هوا – هيدروژن کمترين مزاحمت را براي طول موجهاي UV دارد چون T آن صفر است.


شکاف (Slit) : این شکاف معمولا  0.2-0.5-1-2  نانومتر است و هر چه شكاف بيشتر باشد حساسيت كمتر است.


منوكروماتور : منشور‚ مانع طيف شعله مي شود. براي مس 324.0 نانومتر از نوع كوچك است



=========================================
اسپكتروفتومتري جذب اتمي - دستگاه جذب اتمي - Atomic Absorption - دستگاه اتمیک - منوكروماتور - قسمتهاي مختلف دستگاه جذب اتمي - اجزاء دستگاه جذب اتمي - روش کار با دستگاه اتمیک - روش کار با دستگاه جذب اتمی - کار با دستگاه جذب اتمی - Absorption - Emission

=========================================

اسپكتروفتومتري جذب اتمي - دستگاه جذب اتمي - Atomic Absorption - دستگاه اتمیک - منوكروماتور - قسمتهاي مختلف دستگاه جذب اتمي - اجزاء دستگاه جذب اتمي - روش کار با دستگاه اتمیک - روش کار با دستگاه جذب اتمی - کار با دستگاه جذب اتمی - Absorption - Emission 

برج تقطیر

برج تقطیر

بطور کلی برج تقطیر شامل 4 قسمت اصلی می باشد :

  .1برج (Tower)
  .2
سیستم جوشاننده (Reboiler)
  .3
سیستم چگالنده (Condensor)
  .4
تجهیزات جانبی شامل: انواع سیستمهای کنترل کننده، مبدلهای حرارتی میانی، پمپها و مخازن جمع آوری محصول.

بطور کلی برجهایی که در صنعت جهت انجام عمل تقطیر مورد استفاده قرار می گیرند، به دو دسته اساسی تقسیم می شوند:
 -
برجهای سینی دا ر Tray Towers)
 -
برجهای پرشده (Packed Towers)

طرز کار یک برج سینی دار
بطور کلی فرآیندی که در یک برج سینی دار اتفاق می افتد، عمل جداسازی مواد است. همانطور که ذکر شد فرآیند مذکور به طور مستقیم یا عیرمستقیم انجام می پذیرد.
در فرآیند تقطیر منبع حرارتی (Reboiler)، حرارت لازم را جهت انجام عمل تقطیر و تفکیک مواد سازنده یک محلول تأمین میکند. بخار بالارونده از برج با مایعی که از بالای برج به سمت پایین حرکت می کند، بر روی سینی ها تماس مستقیم پیدا می کنند. این تماس باعث ازدیاد دمای مایع روی سینی شده و نهایتا باعث نزدیک شدن دمای مایع به دمای حباب می گردد. با رسیدن مایع به دمای حباب به تدریج اولین ذرات بخار حاصل می شود که این بخارات غنی از ماده فرار (ماده ای که از نقطه جوش کمتری و یا فشار بالاتری برخوردار است) می باشد.از طرفی دیگر در فاز بخار موادی که از نقطه جوش کمتری برخوردار هستند، تحت عمل میعان قرار گرفته و بصورت فاز مایع به سمت پایین برج حرکت می کند. مهمترین عملکرد یک برج ایجاد سطح تماس مناسب بین فازهای بخار و مایع است. هر چه سطح تماس افزایش یابد عمل تفکیک با راندمان بالاتری صورت میگیرد. البته رژیم جریان مایع بر روی سینی نیز از جمله عوامل مهم بر عملکرد یک برج تفکیک می باشد.


عبارات و اصطلاحات مربوط به فر آیند تقطیر :

  (Feed) خوراک
مخلوط ورودی به داخل برج که ممکن است مایع، گاز و یا مخلوطی از مایع و گاز باشد، خوراک (Feed) نام دارد. معمولا محل خوراک در نقطه مشخصی از برج است که از قبل تعیین می شود. در برجهای سینی دار محل ورودی خوراک را سینی خوراک یا (Feed Tray) می نامند. از جمله مشخصات مهم سینی خوراک این است که از نقطه نظر درجه حرارت و ترکیب نسبی (کسر مولی) ، جزء مورد نظر با خوراک ورودی مطابقت داشته باشد. البته محل خوراک ورودی به حالت فیزیکی خوراک نیز بستگی دارد. معمولا اگر خوراک بصورت مایع باشد، همراه با مایعی که از سینی بالایی سرازیر می شود به درون سینی خوراک وارد می گردد. اگر خوراک بصورت بخار باشد معمولا آن را از زیر سینی خوراک وارد می کنند و اگر خوراک بصورت مخلوطی از مایع و بخار باشد، بهتر است که ابتدا فاز مایع و بخار را از هم جدا نموده و سپس به طریقی که گفته شد خوراک را وارد برج نمایند. ولی عملا به منظور صرفه جویی از هزینه های مربوط به تفکیک دو فاز بخار و مایع، عمل جداسازی به ندرت صورت می گیرد.

(Overhead Product) محصول بالاسری
آنچه از بالی برج به عنوان خروجی از آن دریافت می شود محصول بالاسری نامیده می شود که معمولا غنی از جزئی که از نقطه جوش کمتری برخوردار است می باشد.

 
(Bottom Product) محصول ته مانده
ماده ای که از پایین برج خارج می شود ته مانده یا محصول انتهایی (Bottom) نام دارد و معمولا غنی از جزء یا اجزائ سنگین تر (که از نقطه جوش بالاتری برخوردار می باشند) خواهد بود.

 
(Reflux Ratio) نسبت برگشت یا پس ریز
نسبت مقدار مایع برگشتی به برج بر حسب مول یا وزن به مایع یا بخاری که به عنوان محصول از سیستم خارج می شود را نسبت برگشتی می گویند و آن را با حرف R نشان می دهند.

نسبت برگشتی و اثرات آن بر شرایط کارکرد برج
با افزایش نسبت مایع برگشتی تعداد سینی های مورد نیاز جهت تفکیک (طول برج) کاهش می یابد، اما در مقابل آن بار حرارتی کندانسور و جوش آور و مقادیر بخار و مایع در طول برج افزایش می یابد. در این صورت نه تنها لازم است سطوح گرمایی مورد نیاز به آنها اضافه شود، بلکه به دلیل افزایش میزلن جریان مایع و بخار سطح مقطع برج نیز افزایش می یابد.
هنگامی که مقدار R زیاد باشد تعداد مراحل و طول برج به کمترین مقدار خود می رسد و تمام محصول بالاسری به عنوان مایع برگشتی وارد برج می شود و این حالت را برگشت کامل یا (Total Reflux) می نامند.
در شرایطی که R در کمترین مقدار خود باشد طول برج و تعداد مراحل در بیشترین مقدار خود خواهد بود و عمل تفکیک به شکل کاملی انجام نخواهد شد. مقدار عملی R معمولا بین حالت برگشت کامل و حداقل میزان R است. در بیشتر موارد مقدار مایع برگشتی بر روی درجه حرارت برج نیز تأثیر می گذارد. معمولا در یک برج تقطیر دمای انتهای آن به مراتب بیشتر از دمای پایین آن است و این اختلاف دما در طول برج وجود خواهد داشت. میزان جریان برگشتی به عنوان یک عامل کنترلی بر روی درجه حرارت سیستم خواهد بود.

 
(Reboiler) جوش آور
جوش آورها که معمولا در قسمت های انتهای برج و کنارآن قرار داده می شود، وظیفه تأمین حرارت یا انرژی لازم را برای انجام عمل تقطیر به عهده دارند.
معمولا جوش آورها به عنوان یک مرحله تعادلی در عمل تقطیر و به عنوان یک سینی در برجهای سینی دار در نظر گرفته می شوند.
 
(Condenser) چگالنده
نقش چگالنده در واقع تبدیل بخارات حاصل از عمل حرارت دهی به مخلوط، به مایع می باشد. این امر در اصطلاح میعان یا چگالش نامیده می شود و دستگاهی که در آن عمل مذکور انجام می شود چگالنده نام دارد. به طور کلی چگالنده ها به دو دسته اساسی تقسیم می شوند:

  -چگالنده های کامل (Total Condenser)
  -
چگالنده های جزئی (Partial Condenser)
در صورتیکه تمام بخار بالای برج به مایع تبدیل شود و بخشی ازآن وارد برج شده و بخش دیگر وارد مخزن جمع آوری محصول گردد عمل میعان کامل (Total Condensation) انجام شده است. اما اگر بخشی از بخارات حاصل مایع شده و بخش دیگر به صورت بخار از کندانسور خارج شود به آن یک کندانسور جزئی گفته می شود.


تقطیر و انواع ان


=========================================
تقطیر - برج تقطیر - دستگاه تقطیر - بالن تقطیر - انواع تقطیر - برج سینی دار - برجهای سینی دار - برجهای پرشده - محصول بالاسری - محصول ته مانده - نسبت برگشتی - جریان برگشتی - جوش آور - چگالنده

=========================================

تقطیر - برج تقطیر - دستگاه تقطیر - بالن تقطیر - انواع تقطیر - برج سینی دار - برجهای سینی دار - برجهای پرشده - محصول بالاسری - محصول ته مانده - نسبت برگشتی - جریان برگشتی - جوش آور - چگالنده

ویسکوزیته

ویسکوزیته
یکی از خواص مهم مایعات ، مقاومت آنها در برابر جاری شدن است که به آن ویسکوزیته گفته میشود . هرچه مقاومت مایع بیشتر باشد یا بعبارتی دیرتر جاری شود گفته میشود زیادی دارد و برعکس اگر مقاومت کمتری در برابر جاری شدن از خود نشان دهد ، ویسکوزیته مایع کمتر است.
* مقاومت در برابر جریان ، بیشتر به جاذبه بین مولکولها مربوط است و اندازه‌گیری گرانروی مایع تخمین ساده ای از قدرت جاذبه ها را بدست می‌دهد.  به‌طور کلی ، با افزایش دمای معین ، توانایی نیروهای چسبندگی برای مقابله با جنبش مولکولی کمتر شده ، در نتیجه گرانروی کاهش می‌یابد. ولی ازدیاد فشار معمولا سبب افزایش گرانروی می‌شود.


انواع ویسکوزیته
 
ویسکوزیته نسبی : این نوع گرانروی نسبت گرانروی محلول مورد نظر به گرانروی حلال خالص ( آب مقطر ) است .
 



ویسکوزیته ویژه : اگر از ویسکوزیته نسبی هر محلول یک واحد کم کنیم ، ویسکوزیته ویژه آن محلول بدست می آید .
 


ویسکوزیته کاهش یافته : نسبت ویسکوزیته ویژه هر محلول به غلظت آن محلول ، ویسکوزیته کاهش یافته آنرا نتیجه می دهد .

 


ویسکوزیته ذاتی : این نوع ویسکوزیته مربوط به خواص مولکولی وذاتی هر محلول است .



ویسکومتری

ویسکومتری

ویسکوزیته
یکی از خواص مهم مایعات ، مقاومت آنها در برابر جاری شدن است که به آن ویسکوزیته گفته میشود . هرچه مقاومت مایع بیشتر باشد یا بعبارتی دیرتر جاری شود گفته میشود زیادی دارد و برعکس اگر مقاومت کمتری در برابر جاری شدن از خود نشان دهد ، ویسکوزیته مایع کمتر است.
* مقاومت در برابر جریان ، بیشتر به جاذبه بین مولکولها مربوط است و اندازه‌گیری گرانروی مایع تخمین ساده ای از قدرت جاذبه ها را بدست می‌دهد.  به‌طور کلی ، با افزایش دمای معین ، توانایی نیروهای چسبندگی برای مقابله با جنبش مولکولی کمتر شده ، در نتیجه گرانروی کاهش می‌یابد. ولی ازدیاد فشار معمولا سبب افزایش گرانروی می‌شود.

ویسکومتری
اندازه گیری ویسکوزیته مایعات ، به روش های مختلف ویسکومتری نامیده میشود و ابزاری که از آن برای انجام این کار کمک گرفته میشود ویسکومتر نام دارد . ویسکومتری انواع مختلفی دارد که برحسب نوع مایع و شرایط انجام آزمایش میتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد .


انواع ویسکومتری
- اندازه گیری سرعت سقوط آرام یک گلوله کروی در مایع مورد آزمایش
- اندازه گیری زمانهای ریزش یا جاری شدن حجم معینی از یک مایع با ویسکوزیته مجهول و مایع دیگر با ویسکوزیته معلوم .
- اندازگیری با دستگاه های ویسکومتر

در نوع دوم از ویسکومتری ، میتوان از دو نوع ویسکومتر استوالد و انگلر استفاده کرد .

ویسکومتر استوالد : به شکل U  است و زمان انتقال حجم مشخصی از مایع که بین دو خط نشانه قرار گرفته است اندازه گیری میشود.

ویسکومتر انگلر : حجم معینی از آب را در داخل ظرف مخصوصی ریخته ، با باز کردن لوله موئین آن زمان ریزش حجم معینی از آب اندازه گیری میشود.


در هر دو روش در شرایط  برابر از فشار و دما زمان ریزش مایع با ویسکوزیته معلوم را اندازه گیری میکنند سپس زمان ریزش همان حجم از مایع با ویسکوزیته مجهول را نیز اندازه گیری میکنند و از رابطه زیر ویسکوزیته مجهول مایع را محاسبه میکنند.

* چون ویسکوزیته مایعات به دما بستگی دارد و با افزایش دما ویسکوزیته کاهش می یابد ، ضریب ویسکوزیته اندازه گیری شده را در دمای مورد آزمایش گزارش می کنند .


واکنش های جانشینی هسته دوستی

واکنش های جانشینی هسته دوستی

جانشینی هسته دوستی تک مولکولی  SN1
در این واکنش گروه ترک کننده همزمان با نزدیک شدن هسته دوست خارج می شود و یک حد واسط کربوکاتیونی تشکیل می شود و پس از آن هسته دوست طی یک مرحله سریع به حد واسط کربوکاتیونی حمله می کند و محصول بدست می اید. در این مکانیسم به علت مسطح بودن حدواسط  کربوکاتیونی ، امکان حمله هسته دوست از دو طرف فراهم است و مخلوطی از انانتیومرها – یک مخلوط راسمبیک – به دست می اید.

مکانیسم واکنش SN1





جانشینی هسته دوستی دو مولکولی  SN2
واکنش با حمله هسته دوست به الکیل هالید با سوبسترا از جهت عکس مسیر خروج گروه ترک کننده طی یک مرحله و بدون حد واسط صورت می گیرد. با ورود هسته دوست از یک طرف سوبسترا و اتصال آن به کربن ، هالید از طرف دیگر خارج می شود و به این ترتیب ، پیکر بندی استریوشیمیایی وارونه می گردد.

مکانیسم واکنش SN2




نرم افزار Chemistry 101

نرم افزار Chemistry 101

این نرم افزار کم حجم به صورت یک جدول تناوبی است که اطلاعاتی نظیر:

جرم اتمي , حالت هاي  اكسيداسيون , نقطه جوش , نقطه ذوب , دانسيته , آرايش الكتروني و ... در مورد عناصر جدول تناوبی را در اختیار شما قرار می دهد.


دانلود نرم افزار  Chemistry 101 با حجم 1.2 مگابایت ( لینک 1 )

دانلود نرم افزار  Chemistry 101 با حجم 1.2 مگابایت ( لینک 2 )

پسورد : www.4800.blogfa.com



تعیین دمای نهان ذوب نفتالین

تعیین دمای نهان ذوب نفتالین

فرايندهاي ذوب جامدات  را مي توان با استفاده از اصل مينيمم انرژي آزاد گيبس توجيه كرد.در اين فرايندها كه در فشا ر و دماي ثابت رخ مي دهد بر اساس تر موديناميك در جهتي حركت مي كند كه انرژي آزاد گيبس حداقل باشد.

مهمترين وساده ترين كاربرد ترموديناميك در سيستمهاي است كه از لحاظ شيميايي به تبديل فاز مواد خالص مربوط شود.جهت يافتن شرايط تغيير فاز مي توان از نمودار فازي كه دماها و فشارهايي را كه در آن هر فاز ساده پايدارترين فاز آن ماده است را نشان مي دهد استفاده نمود.
گرما سبب ازدياد حرکت مولکولهاي موجود در شبکه بلور جامد مي گردد اين ازدياد حرکت در هر سه بعد حرکت انتقالي و چرخشي و ارتعاشي صورت مي گيرد . حرکت مولکولها بتدريج زياد شده و کم کم قدرت پيوندهاي ميان ذرات کاهش مي يابد تا جايي که اين مولکولها از قيد شبکه رها شده و داراي حرکت آسانتري مي گردند . در اينگونه موارد اصطلاحاٌ گفته مي شود که جامد ذوب مي گردد حال اگر همچنان به ترکيب گرما داده شود حرکت مولکولها نيز افزايش يافته و تا جايي مي رسيم که مولکولها خود را از سطح مايع رها کرده و وارد فاز گاز مي شوند و باصطلاح مايع تبخير مي شود .
اگر اين فرايند در محيط بسيار بزرگي رخ دهد که تمام ذرات وارد شده به فاز گاز در محيط پراکنده شوند تمام ماده تبخير مي گردد ولي اگر محيط محدود باشد اين تبخير به جايي مي رسد که تعداد ذرات وارد شده به فاز گاز و خارج شده از آن به فاز مايع با هم برابر مي شوند و فرايند به حالت تعادل مي رسد در چنين مواقعي بخار ايجاد شده بر سطح مايع فشاري را به سطح مايع وارد مي کند که بنام فشار بخار معروف است .
نفتالين ماده اي آلي است با دو حلقه بنزني به هم پيوسته ، از خانواده هاي مواد آروماتيکي و با فرمول C10H8 است.

بنزن نيز ماده اي آلي است با يک حلقه بنزني و در گروه آروماتيکي قرار دارد  با فرمول مولکول C6H6 اين ماده قادر است که نفتالين را در خود حل کند و در اين آزمايش بعنوان حلال استفاده مي گردد . بعلت همخانواده بودن نفتالين و بنزن انحلال اين ماده در بنزن تقريباٌ آسانتر از ساير مواد معدني صورت مي گيرد و ترکيب ايجاد شده داراي همگني بيشتري نسبت به ساير ترکيبات است .


شرح آزمايش:

در اين آزمايش هدف يافتن نقطه ذوب نفتالين است ولي براي اين کار اجازه داديم تا تمام نفتالين در بنزن ذوب شود و سپس ترکيب را گذاشته تا بلور نفتالين تشکيل گردد . دليل اين کار اين است که خواندن دما براي رنجي که در آن انحلال يا ذوب عملي پيوسته است عملي مشکل است ولي خواندن نقطه تبلور چون در يک نقطه صورت مي گيرد آسانتر و دقيقتر است .   براي اين كار مقداري نفتالین و بنزن(در هر مرحله 2.5 گرم از نفتالين و در مرحله اول 0.5 سی سی  بنزن اضافه میکنیم)را در لوله آزمايشي قرار داده تا حل شود  از اينرو مخلوط را در حمام آب داغ قرار داده تا در نتيجه اين انتقال گرما آرام آرام نفتالين ذوب شود اين كار در آزمايش اول بعلت دماي پايين لوله آزمايش و محتويات لوله چندين دقيقه طول مي كشد ولي در مراحل بعدي اين اتلاف وقت كمتر مي گردد .
پس از اينكه نفتالين ذوب شد بلافاصله لوله آزمايش را خارج كرده و منتظر مي مانيم كه نفتالين موجود در محلول شروع به جامد شدن كند چون در شرايط دمايي و فشاري يكسان نقطه ذوب و انجماد يك ماده خالص بر هم منطبق است به محض مشاهده حالت انجماد دما را يادداشت مي كنيم .
براي بار دوم به همان لوله اول مقدار 1.5 ميلي ليتر بنزن اضافه كرده و آزمايش را مجدد انجام مي دهيم . و در هر مرحله 0.5 میلی لیتر به مقدار قبلی بنزن اضافه میکنیم و آزمایش را انجام میدهیم.
افزايش بنزن سبب مي گردد كه كسر مولي نفتالين تغيير كند . تكرار آزمايش براي چند بار تعداد نقاطي را به ما مي دهد كه با رسم اين نقاط در دستگاه مختصات و عبور بهترين خط راست از اين نقاط  نمودار كسر مولي نفتالين بر حسب معكوس دما ايجاد مي گردد .
از رابطه زير براي مخلوط بنزن و نفتالين استفاده مي شود و جوابهاي بدست امده با مقادير تجربي همخواني خوبي دارند .